

تمــــــامِ عمـــرمــان سرگـــرم
جمــــع و ضــرب و تفــریقیــم
کســی امّــا نمــی دانــد
کــه بــا حاصــل چــه بایــد کـرد...
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
پاییز, می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کندپاییز, می رسد که همانند سال پیشخود را دوباره در دل قالیچه، جا کنداو می رسد که از پس نه ماه انتظارراز درخت باغچه را بر ملا کنداو قول داده است که
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی


پاسخ ساده من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی


از آن زمان که...
اسیر عشق تو گشته ام
حر شدم....
" از دلنوشته های نگار "
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی


بعد از تو ...
برایم هیچ کس
تکرار تو نخواهد بود...
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
در مسیر زندگی هرکسی آدم های زیادی میان و میرن . یه عده میان و مثل مسافر چند صباحی می مونن و میرن و فقط خاطره هاشون می مونه.یه عده نیومده رفتنین و خیلی زود از یادها میرن.اما یه عده میان که بمونن .میان
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
معتقدم شادی واقعی ، دیدن شادی عزیزانمونهو من امروز واقعی ترین روز شاد زندگیمو دیدم چه حس قشنگیه و چقد آرامش به همراه داره...چه زیباست پیوند دو قلب و یکی شدنبرای آغازی از نو .... عزیز جانم پیوندتان مبا
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
یه روز یه ماهی عاشق یه پرنده می شه ، از عشقش می میرهپرنده است خب معلومه به هرکی و هرچیزی از بالای تپه نگاه می کنهبه ماهیه می گه که :منم عاشق تو می شم ولی خونمون قراره کجا باشه؟!و عشقمونو کجا قراره س
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
آرزو داشتن در زندگی خوبهیه جور جهت و هدف میده به روال زندگی اما گاهی برای به دست آوردن چیزهای مهمترباید از خیلی چیزهای مهم دست بکشیم یادم باشه هر وقت خواستم آرزویی کنم بیندیشم که در ازای به دست
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بودآن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کردآدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کردمن بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چ
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی